متن کامل پیشنشست همایش بینالمللی «مکتب امام مجاهد شهید» با موضوع «حکمرانی قرآن؛ شاخصها»

متن کامل پیشنشست همایش بینالمللی «مکتب امام مجاهد شهید» با موضوع «حکمرانی قرآن؛ شاخصها»
نشست تخصصی با موضوع «انتقام در سیره معصومین (ع) و معارف قرآنی» با حضور اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه برگزار شد.
در این نشست، حجتالاسلام و المسلمین دکتر حمید سبحانی صدر (استاد حوزه و دانشگاه) با موضوع «جُستاری در مفهوم و مصداق انتقام در سیره معصومین علیهمالسّلام» و دکتر رامین طیارینژاد (پژوهشگر و مدرس دانشگاه) با موضوع «بازخوانی انتقادی دیدگاههای انکار انتقام در پرتو قرآن» به ارائه دیدگاهها و یافتههای پژوهشی خود پرداختند.
مقدمه و ضرورت بحث
دبیر نشست، در آغاز با خیرمقدم به اساتید و پژوهشگران حاضر، موضوع جلسه را «بازخوانی انتقادی دیدگاههای انکار انتقام در پرتو قرآن کریم و سیره معصومین (علیهمالسلام)» معرفی کرد. وی ضرورت پرداختن به این موضوع را ناشی از شرایط کنونی دانست؛ یعنی در پی تهاجم ظالمانه دشمنان به کیان اسلامی و شهادت رهبر شهید انقلاب و جمعی از فرماندهان و مردم شریف ایران، مطالبه عمومی انتقامخواهی در میان ملت شکل گرفته است. در مقابل، برخی نخبگان با استناد به آیات قرآن و سیره معصومین درصدد انکار یا مخدوشسازی این مطالبه برآمدهاند. از اینرو، بازخوانی انتقادی این دیدگاهها و تبیین موضع حقیقی قرآن و سیره معصومین در مسئله انتقام، یک ضرورت علمی و اجتماعی به شمار میآید.
بخش اول: ارائه دکتر سبحانیصدر
عنوان ارائه: جُستاری در مفهوم و مصداق انتقام در سیره معصومین (علیهمالسلام)
دکتر سبحانیصدر سخنان خود را با اشاره به دغدغهای که از همان روزهای نخستین شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی در او ایجاد شد، آغاز کرد و هدف خود را بیان مصادیقی از مسئله انتقام و خونخواهی در سیره پیامبر اکرم (ص) تا واقعه کربلا اعلام کرد.
۱. مشکل مفهومی و لزوم خروج از فضای انکار
وی نخست به یک مشکل مفهومی اشاره کرد: برخی بحث را به سمت انتقام میبرند که مثلاً جزو صفات خداوند است و اختصاص به خدا دارد. به نظر ایشان باید از این فضا خارج شد. مسئله اصلی این است که یک حکومت جنایتکار با ایادی خود به سرزمین ما تهاجم کرد و رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی و فرماندهان را به شهادت رساند و بار دیگر فضای جنگی شکل گرفت. در اینجا مفهوم انتقام در ذیل مقوله مجازات ستمگران و جنایتکاران میگنجد. بنابراین نباید صرفاً به سراغ مصادیقی رفت که چه کسی پیامبر یا امیرالمؤمنین را به شهادت رسانده است؛ بلکه باید دید سیره معصومان در برابر جنایتها چه بوده است: انفعال، بخشش یا واکنش بر اساس مبنای دینی. در دو مقطع خاص — دوران پیامبر اکرم (ص) و دوره امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که معصومان حاکماند — باید واکنش آنان در قبال جنایتها بررسی شود.
۲. مصادیق سیره پیامبر اکرم (ص)
الف) یهودیان بنیقینقاع: این گروه با جسارت به یک زن مسلمان و کشته شدن یک مرد مسلمان، پیمان خود را شکستند. پیامبر بدون مسامحه دستور طرد آنان را از مدینه صادر کرد.
ب) یهودیان بنینضیر: آنان طرح ترور پیامبر را با پرتاب سنگ از قلعه طراحی کردند. پیامبر از طریق وحی مطلع شد و دستور طرد آنان را صادر کرد. این مورد شباهت به فضای فعلی دارد؛ چنانکه درباره شهید سلیمانی نیز رهبر انقلاب فرمودند انتقام او طرد آمریکا از منطقه است.
ج) یهودیان بنیقریظه: در جنگ احزاب، این گروه با وجود پیمان با پیامبر، با لشکر مهاجم همسو شدند و از داخل شهر حمله کردند. پیامبر بیست و پنج روز قلعههای آنان را محاصره کرد و پس از تسلیم، حکم الهی درباره آنان اجرا شد: «تقتلون فریقاً وتستون فریقاً». چند صد نفر از آنان اعدام شدند. اینجا جایی است که پیامبر مماشات نکرد؛ اگرچه ممکن بود برخی مستقیماً در ریخته شدن خون مسلمانان مشارکت نداشته باشند، اما به عنوان محارب مجازات شدند.
د) فتح مکه: پیامبر عفو عمومی صادر کرد، اما استثناهایی نیز وجود داشت. سه نفر مرتد، دو خانم خواننده که مشرکان را تهییج میکردند، و افرادی که خون به گردن داشتند، مهدورالدم اعلام شدند. عمده آنان مجازات شدند، غیر از مواردی مانند هند جگرخوار و وحشی که مسلمان شدند و بخشیده شدند.
ه) عبدالله بن سعد بن ابیسرح: پیامبر او را مهدورالدم اعلام کرده بود، اما وقتی عثمان واسطه شد و او را آورد، پیامبر سکوت کرد و سپس اصحاب را توبیخ کرد که چرا حکم را اجرا نکردید. پیامبر فرمود: «من کسی نیستم که با اشاره دستور بدهم؛ شما میدانستید که من دستور داده بودم و باید اقدام میکردید.»
۳. مصادیق سیره امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
الف) عبیدالله بن عمر: وی در ماجرای قتل خلیفه دوم، سه نفر بیگناه را کشت. امیرالمؤمنین پس از رسیدن به خلافت، درصدد محاکمه و اعدام او بود. عبیدالله از ترس انتقام علی بن ابیطالب فرار کرد و به معاویه پیوست و در جنگ صفین کشته شد.
ب) اصحاب جمل: آنان به بصره حمله کردند و افراد بسیاری را کشتند. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۷۲ نهجالبلاغه میفرماید: «فَوَاللهِ لَوْ لَمْ یُصِیبُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا رَجُلاً وَاحِداً... لَحَلَّ لِی قَتْلُ ذلِکَ الْجَیْشِ کُلِّهِ»؛ اگر فقط یک نفر از مسلمانان را کشته بودند، کشتن همه آن سپاه بر من جایز بود، چرا که همه آنان حاضر بودند و دفع قتل نکردند. این مبنا بسیار مهم است: در جنایات اخیر نیز همه کسانی که به نحوی در شهادت رهبر انقلاب و مردم سهیماند — از رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر رژیم صهیونیستی تا خلبانان و کشورهای منطقهای — طبق این مبنا در قتل سهیماند و مجازاتشان لازم است.
ج) خوارج نهروان: آنان محارب بودند و ناامنی ایجاد کردند و عبدالله بن خباب بن ارت و همسر و جنین او را به فجیعترین شکل کشتند. امیرالمؤمنین به مجازات آنان برخاست و غالب آنان در نهروان کشته شدند.
د) ابنملجم: قاتل امیرالمؤمنین نیز به حکم قصاص مجازات شد.
۴. خونخواهی امام حسین (علیهالسلام)
دکتر سبحانیصدر این بخش را ماندگارترین بخش تاریخ دانست و از دو منظر به آن پرداخت: نخست، اذن امام؛ دوم، فهم جامعه شیعه. وی اشاره کرد که امام سجاد (علیهالسلام) در مدینه نه قدرت داشت و نه امکان خونخواهی فراهم بود، اما هنگامی که شمشیرها برافراشته شد، امام نه تنها مخالفت نکرد، بلکه رفتارهایی نشاندهنده تجویز این مسئله داشت.
- قیام مردم مدینه (واقعه حره) مورد تأیید امام سجاد قرار نگرفت، زیرا در شعارهای آنان خونخواهی کربلا نبود.
- قیام توابین: عبیدالله بن عبدالله از سران توابین، مردم را به «کتاب الله و سنة نبیه و الطلب بدماء اهل بیته» دعوت میکرد. این سخنرانیها هر روز در کوفه تکرار میشد و به یک گفتمان تبدیل شده بود.
- قیام مختار: شعار «یا لثارات الحسین» جهتگیری اصلی نهضت بود. مختار گفت: «ما من دیننا ترک قوم قتلوا الحسین یمشون احیاء فی الدنیا آمنین»؛ دین ما به ما نیاموخته که قاتلان حسین را رها کنیم تا با امنیت در دنیا راه بروند.
- عبیدالله بن زیاد در روز عاشورای سال ۶۷ هجری به دست ابراهیم بن مالک اشتر کشته شد. وقتی سر عبیدالله را به مدینه فرستادند، امام سجاد خوشحال دیده شد و میوههایی که از شام آورده بودند را در بین مردم مدینه توزیع کرد.
- گزارش دیگر: وقتی از حرمله پرسیدند، امام سجاد سه بار فرمود: «اللهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ الْحَدید، اللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النّار». سپس مختار از اسب پیاده شد و دو رکعت نماز شکر خواند.
۵. نتیجهگیری بخش اول
دکتر سبحانیصدر نتیجه گرفت که جریان مجازات قاتلان کربلا جزو فهم شیعی شیعیان آن روزگار نسبت به خونخواهی بوده است. پس از آن، خونخواهی دامن جنایتکاران را گرفت و حاکمان اموی و عباسی جنایات خود را پنهانی انجام میدادند. عبدالملک مروان گفت: «ما این اشتباه را تکرار نمیکنیم.» حتی مأمون خود را عزادار نشان میداد تا مجازات دامنش را نگیرد.
بخش دوم: ارائه دکتر طیارینژاد
عنوان ارائه: بازخوانی انتقادی دیدگاههای انکار انتقام در پرتو قرآن
دکتر طیارینژاد بحث خود را در پنج محور ارائه کرد:
- بازخوانی آیات مورد استناد منکران انتقام
- اثبات نادرستی ادعای ترجیح عفو در پرتو آیات قرآن
- تبیین تفاوت بنیادین قصاص و حدود الهی
- جایگاه صحیح کظم غیظ و نسبت آن با نظریه تشفی
- رد انگاره «اختصاصی بودن شأن انتقام برای خداوند»
۱. دستهبندی دیدگاههای منکران انتقام
دسته اول: کسانی که با استناد به آیات عفو، مطلوبیت اخلاقی انتقام را انکار میکنند.
دسته دوم: کسانی که مدعیاند روح کلی قرآن عفو است.
دسته سوم: کسانی که نظریه «تشفی» را نقد میکنند و کظم غیظ را توصیه میکنند.
دسته چهارم: کسانی که انتقام را مانند «جبار» و «متکبر» از شئون اختصاصی خداوند میدانند.
نقطه مشترک همه این دیدگاهها، خلط میان ساحت فردی و اجتماعی، حقالناس و حقالله، و روابط درونمرزی و برونمرزی جامعه اسلامی است.
۲. بررسی آیات مورد استناد منکران
آیه ۱۲۶ سوره نحل: «وَانْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ... وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ». این آیه در بافتاری کاملاً شخصی و درونمرزی نازل شده و شامل تجاوز به سرزمین اسلامی نمیشود. استناد به این آیه بدون بررسی سیاق، ظلم به حوزه تفسیر قرآن است.
آیه ۴۰ سوره شورا: «وَجَزَاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا... فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ». این آیه نیز در چارچوب مسائل درونمرزی و تنظیم روابط بین افراد جامعه اسلامی است، نه توصیه به عفو در برابر دشمن خارجی.
آیات ۱۲ و ۱۳ سوره توبه: «وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ... أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ». این آیات درباره دشمنان عهدشکن است و دستور مقاتله میدهد. در اینجا نه تنها حرفی از عفو نیست، بلکه جامعه اسلامی را سرزنش میکند.
۳. نادرستی ادعای ترجیح عفو
دکتر طیارینژاد با استناد به آیات ۶۷ سوره انفال و ۴ سوره محمد (ص) نشان داد که عفو در برابر دشمن تنها در شرایط قدرت کامل و سیطره بر دشمن مجاز است: «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ» و «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبِ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ». آیا ایران امروز در چنین شرایطی قرار دارد که تهدیدی از سوی آمریکا متوجه آن نباشد؟ قطعاً خیر.
۴. تفاوت قصاص و حدود الهی
قرآن عفو را در جایی ستایش کرده که حق فرد تضییع شده باشد. اما هنگامی که عمل مجرمانه به افساد فیالارض و محاربه با خدا و رسول میرسد، سخن از عفو نیست، بلکه استیفای حقالله از طریق اجرای حدود الهی واجب میشود. آیتالله جوادی آملی ذیل آیه ۳۳ سوره مائده میفرمایند که در این آیه همزمان هم حقالله و هم حقالناس مطرح است. حتی اگر ولیدم عفو کند، حد الهی محارب باید اجرا شود. آیه ۳۴ سوره مائده استثنا را تنها در صورت توبه پیش از دستگیری میداند: «إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ». آیا آمریکا توبه کرده و سلاح خود را زمین گذاشته است؟ قطعاً خیر.
۵. نظریه تشفی و کظم غیظ
منکران انتقام، مدافعان انتقام را متهم میکنند که برای تشفی خاطر خود انتقام میخواهند. اما قرآن کریم در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره توبه دقیقاً برعکس این ادعا را مطرح میکند: «قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَ یَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ \* وَ یُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ». خداوند میفرماید با دشمن بجنگید تا سینههای قوم مؤمنین داغدار شفا یابد و غیظ قلبهایشان از بین برود. این دقیقاً برعکس ادعای منکران است.
علامه طباطبایی در المیزان میفرمایند که «غیظ» به معنای «هیجان طبع برای انتقام» است، برخلاف «غضب» که به معنای «اراده انتقام» است. غیظ به خدا نسبت داده نمیشود، اما غضب نسبت داده میشود. بنابراین انتقامی که ناشی از غیظ و هیجان طبع باشد مذموم است، نه هر انتقامی.
رهبر شهید انقلاب فرمودهاند: «از مسائل مهم آن است که اگر انسان خواهان پیروزى فکرش و غلبه بر دشمن و اسارت و ذلّت او باشد و بخواهد عقدههاى درونىاش گشوده شود، باید تمایل به انتقام داشته باشد. از دست دادن این تمایلات، خود نوعى بیمارى است که باید به فکر شفاى آن بود.»
۶. رد انگاره اختصاصی بودن شأن انتقام برای خداوند
برخی مدعیاند انتقام مانند دو صفت «تکبر» و «جبار» از شئون اختصاصی خداوند است. اما آیات صریح قرآن این نظریه را رد کرده است. قرآن کریم در آیاتی از سوره محمد و سوره شورا، جامعه اسلامی را به انتقام دعوت کرده است. به فرموده آیتالله جوادی آملی ذیل آیه ۴ سوره محمد، اساساً صفت جامعه ایمانی، انتقامگیری در برابر دشمن خارجی است. این صفت جامعه است که خداوند به آن داده است. مفسران برجسته ما به این مباحث پرداختهاند و آیات قرآن در این زمینه صریح است.
جمعبندی و نتیجهگیری
دکتر طیارینژاد در جمعبندی سخنان خود تصریح کرد که گفتار منکران انتقام عمدتاً بر خلط اساسی ساحت فرد با ساحت جامعه و حاکمیت، و نیز تسری دادن احکام اخلاقی روابط شخصی به قلمرو نظم عمومی و کیان اسلامی استوار است. این آقایان در عین آنکه مدافعان نظریه انتقام را به گزینشگری و وانهادن تفسیر قرآن متهم میکنند، خودشان دچار گزینشگری شدهاند؛ بسیاری از آیات قرآن کریم را نادیده گرفتهاند و بسیاری از آیات را که صرفاً ناظر بر جنبه روابط درونمرزی جامعه اسلامی است، به روابط بینالمللی جامعه اسلامی تسری دادهاند. بنابراین، مطالبه عمومی ملت ایران و رهبران ما بر انتقام، مطالبهای کاملاً عقلایی و کاملاً قرآنی با کارکردهای اجتماعی و سیاسی است که در سیره نبوی و سیره معصومین نیز به وفور مصادیق انتقام را مشاهده میکنیم.
بخش پایانی: جمعبندی دکتر سبحانیصدر
دکتر سبحانیصدر در دور دوم سخنان خود با اشاره به اینکه پرداختن به این موضوع صرفاً امری میانرشتهای است، تأکید کرد که ما حتی در بررسیهای تاریخی صدر اسلام ناگزیریم به آیات قرآن استناد کنیم، زیرا آیات متناظر با حوادث زمان رسول خدا (ص) نازل شده و لسان آیات غالباً لسان عام است؛ یعنی فرمول ارائه میدهد و مسئله را قاعدهمند میکند. بنابراین اشکالی که گفته شود این موارد اختصاص به معصومین داشته، نادرست است.
وی تصریح کرد که مسئله، مسئله علمی نیست؛ شبهه، شبهه علمی نیست؛ فراتر از این است. یک گرایش سیاسی خاص میخواهد از دل سیره قطعی و سخن قطعی خداوند، آنچه را که میخواهد بیرون بکشد. اشکالی هم ندارد؛ ما نیز در مقابل از سیره و کلام الله استفاده میکنیم و پاسخ میدهیم، و افکار عمومی جامعه نیز این فضا را قضاوت میکند.
دکتر سبحانیصدر در پایان تأکید کرد که آنچه از سیره معصومین اشاره شد، اختصاص به قتل معصومین نداشت. بله، مواردی تک و توک مربوط به دوره مختار یا ابنملجم مرادی بود؛ اما آنچه در زمان پیامبر اکرم (ص) و در دوره حکومت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) داریم، مجازات جنایتکارانی است که عدالت علوی و نبوی اجازه نمیدهد و مماشات نمیکند. بنابراین، اساساً مسئله، مسئله عصمت یا غیرعصمت نیست. بله، معصوم خونی پاک دارد که وقتی بر زمین ریخته میشود، یک بعثت و برانگیختگی پدید میآورد؛ خون پاکان و نفس زکیه، برانگیختگی بیشتری پدید میآورد.
وی در پایان بر لزوم التفات به فهم جامعه تأکید کرد و گفت: ما در تحلیلهای تاریخی خود به این امر بیتوجهی میکنیم و تحلیلهای اجتماعی انجام نمیدهیم و معمولاً به سراغ یک سخن یا یک سیره از شخص معصوم میرویم. در حالی که تحلیلهای اجتماعی اهمیت دارد؛ فهم جامعه اسلامی، بهویژه شیعه آن روزگار که با معصومین زیست کرده و با صحابه پیغمبر و صحابه اهل بیت همراه بوده است، از این اتفاق و از پدیده انتقام چیست.
اعلامهای پایانی
در پایان نشست ضمن تشکر از اساتید و حاضران، اعلام کرد که این نشست بهعنوان پیشنشست همایش مکتب امام مجاهد شهید برگزار شد و متن این جلسه و بیانات ارزشمند اساتید در روزهای آینده در سایت همایش و کانال «بله» همایش منتشر خواهد شد. از عزیزان درخواست داریم که در صورت داشتن مقاله برای این همایش، تا آبانماه به سایت همایش ارسال کنند. این فرصت ارزشمندی است تا در رابطه با امام شهید — حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای — کاری انجام داده باشیم و بتوانیم جبران بخشی از زحمات ایشان را داشته باشیم.