نشست علمی بعثت مردمی

گزارش پیشنشست همایش بینالمللی مکتب امام مجاهد شهید
موضوع: بعثت مردمی
ارائهکنندگان:
دکتر مجتبی رستمیکیا: مدرس هرمنوتیک و زبان قرآن
عنوان ارائه: نقش مفهومپردازیهای رهبر شهید در بعثت مردمی
خانم دکتر خدیجه احمدیبیغش: عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس
عنوان ارائه: بعثت اجتماعی در قرآن: آگاهی جمعی، عاملیت مردم و مسئولیت تمدنی
دبیر جلسه: دکتر رامین طیارینژاد
تاریخ برگزاری: چهارشنبه، 4 شهریور 1405، ساعت 10
مقدمه
نخستین پیشنشست همایش بینالمللی مکتب امام مجاهد شهید با موضوع «بعثت مردمی» برگزار شد. این نشست با هدف بررسی ابعاد و سازوکارهای تحقق بعثت مردمی در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی و با حضور دو تن از اساتید حوزه قرآن و حدیث، آقای دکتر مجتبی رستمیکیا و خانم دکتر احمدی بیغش، برگزار گردید. در این نشست، دو عنوان اصلی مورد بحث و بررسی قرار گرفت: نخست، «نقش مفهومپردازیهای رهبر شهید در بعثت مردمی» و دوم، «بعثت اجتماعی در قرآن».
دبیر جلسه: دکتر رامین طیارینژاد
در آغاز نشست، دبیر جلسه با اشاره به جایگاه ویژه مردم در بیان رهبر شهید انقلاب، خاطرنشان کرد که ایشان بارها و در مناسبتهای مختلف از مردم به عنوان محور اصلی پیشرفت و قدرت بازدارنده و پیشبرنده اجتماع و نظام اسلامی یاد کردهاند. در نگاه ایشان، نیروی مردمی یک اصل و سنت الهی است و آیاتی نظیر «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ» و اشاره به مؤمنان در مواضع مختلف، ناظر به همین حقیقت است. بر اساس این دیدگاه، «ملت مبعوث» و مفاهیمی همچون «برانگیختگی» و «رستاخیز اجتماعی» که در بیانات رهبر شهید به چشم میخورد، ریشه در موفقیت رسالت رهبران الهی دارد. به بیان دیگر، نمیتوان از بعثت اجتماع و مردم سخن گفت اما ضلع اصلی این بعثت، یعنی رهبران الهی را نادیده گرفت. بعثت در جامعه برخاسته از موفقیت رهبران الهی در رسالت خود، یعنی «تزکیه» مردم است؛ رسالتی که خدای متعال بر عهده انبیا، امامان و اولیای خود قرار داده است. بر همین اساس، رهبر شهید انقلاب مهمترین کار حضرت امام خمینی (ره) را همین حقیقت دانسته و در بیانات خود (مورخ بیست و هفتم اسفند) فرمودهاند «مهمترین کارى که امام بزرگوار ما کرد، این بود که به انگیزهها و احساسات مردم میدان داد؛ حضور مردم را ممکن کرد». (27/12/1380) این تحلیل، زمینه بعثتیافتگی ملت را به رسالت رهبر کبیر انقلاب اسلامی بازمیگرداند. جالب آنکه همین کار ویژه در شخصیت رهبر شهید نیز از زبان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای توصیف شده است. ایشان در پیام خود به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید، یکی از اضلاع شخصیت ایشان را «هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار، روحیات و عواطف تودههای عظیم مردم و گروههای اجتماعی» معرفی کردند. (20/01/1405)
دکتر مجتبی رستمیکیا
آقای دکتر رستمیکیا در ارائه خود، به بررسی نقش مفهومپردازیهای رهبر شهید در بعثت مردمی پرداخت.
مفهومپردازیهای رهبر شهید و بعثت مردمی
ایشان با اشاره به پژوهش خود با عنوان «امثال و حکم مقام معظم رهبری» که در دو فصل امثال و حکم قرآنی و امثال و حکم استعاره حکمرانی تدوین شده، از بررسی بیش از چهارصد استعاره مفهومی در آثار ایشان خبر داد. دکتر رستمیکیا با بهرهگیری از رویکرد معناشناسی شناختی، قلب این رویکرد را مفهومپردازی دانست. به اعتقاد ایشان، آنچه امروز در کف خیابان و میدان در حال وقوع است، بیشتر ناظر به نوعی گفتمانسازی و مفهومپردازی در حوزه معناشناسی شناختی است که منجر به «بدنهگیری اجتماعی معنا» و «پشتبندی عادات معنایی» شده است.
بدنهگیری اجتماعی معنا
دکتر رستمیکیا توضیح داد که برای ترویج یک معنا در جامعه، باید آن را به یک گفتمان مستقر تبدیل کرد و گفتمان نیز باید خود را به یک نهاد بدل سازد. به عنوان مثال، در ابتدای انقلاب اسلامی، مفهوم دفاع از کشور شکل گرفت و بسیاری از افراد در بسیج مردمی شرکت کردند. پس از شکلگیری بسیج و ایفای مسئولیت در جنگ، گفتمان جهاد، مبارزه و دفاع شکل گرفت و سازمان بسیج مستضعفین تأسیس شد. بدین ترتیب، معنا به یک بدنه اجتماعی و نهاد اجتماعی تبدیل شد یا در قوانین و مقررات بروز و ظهور نشانهشناختی یافت. از سوی دیگر، بدنهگیری اجتماعی معنا میتواند از قبیل تبدیل آن به یک فضای شناختی یا گفتمانی باشد. رهبر شهید، همچنان که پیش از شهادت خود نیز فرموده بودند که «این ملت مبعوث خواهد شد و بسیاری از مسائل را پیگیری خواهد کرد»، از رهگذر ساخت مفهوم و مفهومپردازیهای مختلف در دوران مسئولیت رهبری، منجر به بدنهگیری اجتماعی معنا شد.
استعارههای مفهومی در حکمرانی
در این پژوهش، استعارههای مفهومی به سه دسته ساختاری، وجودی و جهتی تقسیم میشوند. از جمله استعارههای پرتکرار در کلام رهبر شهید میتوان به موارد زیر اشاره کرد: مردم همانند گدازههای آتشین، دشمن همانند سامری و گوسالهاش، دشمن همانند فرعونیان، بعثت به مثابه یک مأموریت مقدس، اقتدار ملت به مثابه یک درخت ریشهدار و شجره طیبه، و نفوذ دشمن به عنوان شبیخون و تهاجم. نکته جذاب در آرا و نظریات رهبر شهید این است که بسیاری از استعارههای بهکاررفته در حکمرانی ایشان، برخاسته از استعارههای مفهومی و طرحوارههای تصویری قرآنی هستند. به عنوان نمونه، حوزه استعاری حرکت و مسیر که در قرآن کریم بسیار پرتکرار است (مانند حرکت، راه، راهنما، صراط)، در مفهومپردازیهای رهبر شهید با مفاهیمی همچون «مسیر»، «قله»، «رسیدن»، «پیچ تاریخی» و «صعود» بازپرداخت مفهومی شده است. بدین ترتیب، مفاهیم قرآنی در یک بازسازی شناختی، طرحواره تصویری جدیدی به خود گرفتهاند، اما حوزه استعاری و مفهومی آنها در همان حوزه حرکت و راه باقی مانده است.
پشتبندی عادت
دکتر رستمیکیا در ادامه به مفهوم «پشتبندی عادت» اشاره کرد. این مفهوم به معنای قلاب کردن یک مفهوم به عادات معنایی موجود در جامعه است تا آن مفهوم به یک سازه اجتماعی و بدنه اجتماعی معنا تبدیل شود. به عنوان مثال، رهبران انقلاب وقتی مشاهده میکنند مردم نسبت به مقولهای عادات معنایی دارند (مانند تجمعات منسجم برای عزاداری حضرت سیدالشهدا)، هدف خود را به این عادات قلاب میکنند و آن را به مجالس عزاداری، هیئتها و اربعین پیوند میدهند. وقتی این مفاهیم با یکدیگر ترکیب میشوند، پشتبندی عادت اتفاق میافتد و تبدیل یک مفهوم به عادت جمعی کاملاً ملموس میشود. از جمله هنرهای بسیار جدی رهبر شهید در گفتمانسازی و مفهومپردازی، صنعت خطابه است. حضور مردم در نماز جمعه، دعای کمیل، مراسم محرم، اربعین، راهپیماییهای ملی و روز قدس، از طریق پشتبندی عادت و اتصال و قلاب شدن مفاهیم محقق شده است. این اتفاق که امروز در کف میدان مشاهده میشود، محصول تلاشهای مجاهدانه رهبر شهید در حدود سی سال و حتی بیش از پنجاه سال (اگر از دوران پیش از انقلاب حساب شود) تلاش فکری، اندیشگانی و مفهومپردازیهای جدی ایشان است که به عادات جمعی و بعثت مردمی تبدیل شده است.
جمعبندی ارائه نخست
دکتر رستمیکیا در جمعبندی خود، فرآیند تمدنسازی را چنین ترسیم کرد: ملتی که بتواند آنچه در ضمیر خود دارد را ابتدا به معنا تبدیل کند، سپس معنا را به بدنه اجتماعی بدل سازد، بدنه اجتماعی به قدرت تبدیل شود و قدرت بتواند تمدنسازی کند. به اعتقاد ایشان، این فرآیند به نحو اکمل و اتم در کنشها و حکمرانی مقام معظم رهبری در این سالها اتفاق افتاده و کاملاً قابل رصد است.
خانم دکتر احمدی بیغش
خانم دکتر احمدی بیغش در ارائه خود با عنوان «بعثت اجتماعی در قرآن: آگاهی جمعی، عاملیت مردم و مسئولیت تمدنی»، به بررسی این موضوع پرداخت که آیا عصمت اجتماعی در قرآن به همان شیوهای که امروز در ذهنهاست تعریف شده است یا خیر.
بعثت اجتماعی در قرآن
ایشان با تأکید بر اینکه بعثت در قرآن مفهومی بسیار عمیق و دقیق است، از رویکرد تفسیر تنزیلی (سیر نزول آیات) بهره برد. دکتر احمدی بیغش با اشاره به اینکه رویکردهای سنتی و تقلیلگرایانه، مفهوم بعثت نبوی را به حالتی فردی، اخلاقی یا مناسبتهای اجتماعی محدود کردهاند، خاطرنشان کرد که با رجوع به آیات قرآن، مانند آیه سی و ششم سوره نحل («وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»)، بعثت صرفاً به بعد فردی محدود نمیشود، بلکه در راستای امتسازی است. بر اساس این رویکرد، بعثت در منظومه فکری رهبر شهید، یک حرکت مستمر و پویاست که دو کار انجام میدهد: هم حرکت و پویایی ایجاد میکند و هم با جاهلیت مقابله میکند. به عبارت دیگر، هم جنبه ایجابی دارد و هم جنبه سلبی؛ هم با طاغوت مبارزه میکند و هم برانگیختگی و رستاخیز ایجاد میکند. دکتر احمدی بیغش سه مولفه و هدف را برای بعثت در جامعه و اهداف انبیای الهی برشمرد که تا یک امت ساخته شود:
نخست: ایجاد آگاهی و بیدارسازی فطرت
بر اساس سیر نزول آیات قرآن، از همان ابتدای نزول (آیات ابتدایی سوره علق)، هدف خداوند صرفاً امر و نهی کردن نیست، بلکه ساخت آگاهی و بیدارسازی فطرت است. قرآن بارها تأکید میکند که مردم نباید امور را صرفاً به صورت تقلیدی بپذیرند، بلکه حتی اگر پدران و اجدادشان به چیزی ایمان دارند، باید با عقل خود آن را بسنجند. در این زمینه، به کلام امیرالمؤمنین (ع) در خطبه اول اشاره شد که «لیُثِیروا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» و مقام معظم رهبری شهید نیز در نشستهای متعدد به مناسبت مبعث، این کلام را تکرار کردهاند. بدین ترتیب، بعثت انبیای الهی به معنای شکوفاسازی مردم و شکوفاسازی عقل مردم معنا میشود. نکته مهم آنکه آگاهی صرفاً جنبه ایجابی ندارد، بلکه جنبه سلبی آن یعنی نفی طاغوتها نیز مورد تأکید قرآن است. در همین راستا، رهبر شهید با اشاره به آیه یازده سوره رعد («إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ») توضیح دادهاند که بعثت درونی انسانها با نفی طاغوت اتفاق میافتد. بنابراین، اولین قدم برای ساخت بعثت اجتماعی، ساخت آگاهی و بیداری فطرت است که باید با انگیزه و ایجاد اطلاعات در درون فرد به صورت بصیرت درآید و با نفی طاغوتها مستحکم شود.
دوم: تولید عاملیت
دومین عامل در بعثت اجتماعی، تولید عاملیت است؛ به این معنا که مردم خودشان اقامهکننده یک امر باشند. بر اساس سیر نزول آیات، امت باید در مسیری پیش برود که آگاهیهای خود را رشد دهد و در مواقع حساس جامعه، خود مردم برانگیختگی و رستاخیز را ایجاد کنند. در قرآن، در سوره حدید آمده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». این قسط و عدل با مردم اقامه میشود. رهبر شهید نیز با عبارتهای مختلف بر این نکته تأکید کردهاند که «بعثت پرچمداری و برافراشته شدن پرچم عدالت است» و «استقرار عدالت برای مردم به دست خود مردم است». ایشان حتی در جایی تأکید کردهاند که اگر اقامه قسط توسط مردم نبود، حتی جریانهای اجتماعی نیز حادث نمیشد. به عنوان مثال، امیرالمؤمنین (ع) نیز زمانی که میخواستند به خلافت برسند، با خواست مردم جلو میرفتند. به عبارت دیگر، در منظومه فکری مردمسالاری دینی، عاملیت مردم به قدری مهم است که میتواند جریان تاریخ را مشخص کند. نکته حائز اهمیت آنکه این برانگیختن مردم به معنای هرج و مرج نیست. عاملیت مردم به معنای ایجاد آشفتگی در جامعه نیست، بلکه امت میتواند در مواقع حساس، کنشگری و عاملیت خود را در عرصههای سیاسی، اجتماعی، علمی، دفاعی و فرهنگی نشان دهد. اگر این عاملیت توسط یک رهبری خوب هدایت شود، میتواند بیانضباطیهای احتمالی را سازمان دهد و به شیوههای مختلف باعث استحکام جامعه شود.
سوم: تاسیس مسئولیت تمدنی و جامعهپردازی
سومین عامل، تاسیس مسئولیت تمدنی و جامعهپردازی است که تبلور واقعی آن در اندیشههای رهبر شهید، به ویژه در بیانیه گام دوم انقلاب، قابل مشاهده است. بر اساس سیر نزول آیات، سورههایی که پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه نازل شدند (مانند مائده، توبه، فتح و نساء) شامل احکام مدنی، اقتصادی، قوانین خانوادگی و ساختارهای قضایی هستند که همگی با هدف ایجاد مسئولیت تمدنی و جامعهپردازی مطرح شدهاند. هدف صرفاً تشکیل یک امر نیست؛ ممکن است یک حکومت تاسیس شود، اما هدف، تداوم و استمرار آن و گستردن ریشههای بعثت و جامعه است. جامعه و مردم زمانی میتوانند بعثت حقیقی خود را داشته باشند که این قوانین و احکام، مسئولیت را صرفاً به امروز افراد محدود نکنند، بلکه تمدنسازی و جامعهپردازی کنند.
رهبر شهید در بیانیه گام دوم، سیر تکامل سهگانه «خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» را مطرح کردهاند و بر اساس تکتک مولفههای این بیانیه، همین سه مولفه را تأکید کردهاند. اگر جهش علمی، حرکت اجتماعی، حرکت نظامی و دفاعی یا حرکت اقتصادی داریم، نباید تنها به امروز خود نگاه کنیم، بلکه باید در راستای جامعهسازی و تمدنسازی پیش برویم.
ایشان مسئولیتهای جامعه را برای تکتک افراد، چه آنان که در رأس نظام هستند و چه مردم عادی، به گونهای تعریف کردهاند که در جزئیترین موارد نیز دیده میشود. به عنوان مثال، در دیدار بانوان از «مرجعیت بانوان» و در دیدار نخبگان از «مرجعیت نخبگان» سخن گفتهاند. این مرجعیت بدان معناست که وقتی فردی در منصبی به عنوان الگو قرار میگیرد، نباید به امروز خود منحصر شود، بلکه باید تمدنساز برای جامعه آینده باشد و عدالت، استقلال و دوری از جهل را به صورت تمدنسازی به ارمغان آورد.
جمعبندی ارائه دوم
بر اساس نکات ارائهشده در این نشست، بعثت اجتماعی در دیدگاه قرآن و اندیشه رهبر شهید، صرفاً یک برانگیختگی فردی یا شتابزدگی و داغی لحظهای نیست، بلکه یک رستاخیز و برانگیختگی عمیق و اجتماعی است. این مفهوم به معنای یک تحول و انقلاب عظیم است که باعث جهش و پویایی مردم میشود و هیچ گونه ایستایی و بیتحرکی را از مردم نمیپذیرد.
دبیر نشست: جمعبندی پایانی
دبیر نشست در جمعبندی پایانی خود، به نقل از رهبر معظم انقلاب اشاره کرد که ایشان در تحلیل یکی از ابعاد شخصیت رهبر شهید (مورخ بیست فروردین) فرمودهاند: «قدرت خلق معانی از طریق ساخت بههنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد و از آن گفتمان عمومی عمل میآمد». این بیان، دقیقاً بحث مفهومسازیهای رهبر شهید را مورد توجه قرار میدهد. همچنین، کنشگریهای رهبر شهید انقلاب در تقویت اردوهای جهادی، توجه به تربیت نیروی جوان مؤمن انقلابی، تقویت روحیه امید در جامعه، التفات جامعه به بصیرت، تبدیل فرهنگ مقاومت به باورهای اجتماعی، تأکید بر مواسات و همدلی، توجه به پرورش نخبگان و مدیران، تقویت اعتماد به نفس ملی، نهادینهسازی پیادهروی اربعین، حضور جوانان در راهیان نور و جریانسازی اعتکاف، همگی ذیل همین مولفههای بعثت اجتماعی قرار میگیرند.